السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
57
سيره معصومان ( فارسي )
اجتماع پايينترين مقام را داشت بر ديگران پيروز گرديد و تو را به خود نسبت داد ، و بدين ترتيب به بسترى مشترك تولد يافتى . مگر پدر تو نبود كه گفته بود : من دشمن محمد ( ص ) هستم ، و او را ابتر خواند ؟ پس خداوند آيهء زير را نازل فرمود : ان شانئك هو الابتر ، « 1 » به راستى كه دشمن تو بىدنباله است . مگر تو همان عمرو بن عاص نيستى كه در مشاهده و معركههاى معروف همه جا بر ضد رسول اللّه ( ص ) مىجنگيدى و در مكّه با گفتن كلمات ناروا و زشت و حيله و تزوير به آزارش مىپرداختى ؟ مگر تو همان كس نيستى كه در عداوت و لجاجت بر همهء دشمنان پيامبر ( ص ) سبقت مىگرفتى ؟ مگر تو نبودى كه نزد نجاشى رفتى تا جعفر و همراهانش را بازگردانى ، اما نجاشى از انجام خواستهء تو سرباز زد و خداوند دروغ تو را برملا ساخت و نوميدت بازگرداند . آنگاه به انتقاد و بدگويى از دوست خود عمارة بن وليد نزد نجاشى پرداختى . اما خداوند هر دوى شما را رسوا ساخت و سعى تو را بيهوده گذاشت . تو با بنى هاشم در جاهليت و اسلام دشمن بودى . تو رسول اللّه را با هفتاد شعر هجو كردى ، تا آنجا كه رسول خدا ( ص ) فرمود ؛ بار الها من شاعر نيستم . براى من سزاوار نيست شعر بسازم . خداوندا در برابر هر حرف از اشعار او هزار بار وى را لعنت فرماى . اما سخن تو كه از عثمان ياد مىكنى . تو خود بر ضدّ عثمان برخاستى و آتش برافروختى و خود به فلسطين فرار كردى و خويشتن را از معركه كنار كشيدى . همين كه از قتل عثمان اطلاع يافتى ، اظهار ناراحتى كرده گفتى كه نام من ابو عبد اللّه است . هرگاه زخمى را بيابم با شكافتن آن خونش را جارى مىسازم سپس با پيوستن به معاويه دين خود را به دنياى او فروختى . ما نه تو را به خاطر بغض و عداوتت ملامت مىكنيم و نه به خاطر دوستيت مورد سرزنش و مؤاخذه قرار مىدهيم . اما به خدا سوگند كه يارى كردن تو از عثمان نه به خاطر دوستى با او بود ، و نه خشم و غضب . بلكه بدين خاطر بود ، كه وى كشته شده است . واى بر تو اى فرزند عاص ، آيا تو همان كس نيستى كه به هنگام حركت به طرف نجاشى با سرودن اشعارى دشمنى خود را با آل هاشم اظهار كردى ؟ تقول ابنتى اين هذا الرحيل * و ما السير مني بمستنكر فقلت ذريني فإني امرؤ * اريد النجاشى فى جعفر لأكويه عنده كية * اقيم بها نخوة الاصعر و شانئ احمد من بينهم * و اقولهم فيه بالمنكر و اجري الى عيبه جاهدا * و لو كان كالذهب الاحمر و الا أنثني عن بنى هاشم * بما اسطعت في الغيب و المحضر فان قبل العيب مني له * و إلّا لويت له مشفري در اين هنگام امام حسن ( ع ) به پاسخ وليد بن عقبه پرداخت و خطاب به وى گفت : اما اى وليد ، من تو را بر
--> ( 1 ) سورهء كوثر آيه 3